ضرب المثل های مشهدی

هَمسَیَه كه از هَمسَیَه بر‌مِگِردَه مِگَه گوسَلَه‌ت پایِ سَگِمَه دِندون گریفتَه
همسایه كه از همسایه بر می‌گردد می‌گوید گوساله‌ات پای سگم را دندان گرفته است

به جایی مُرُم كه روی وا ببینُم نِه دِرِ وا
به جایی می‌روم كه روی گشاده ببینم نه در گشاده

دیفال رَه یگ رویه كاگل كِردَن
دیوار را یك رویه كاهگل كردن
منظور: كار را فقط از یك جنبه در نظر گرفتن

مرد به پارو می اَرَه زن به جارو بِدَر مِنَه
مرد با پارو می‌آورد و زن با جارو بیرون می‌اندازد
منظور: مرد با زحمت مال می‌اندوزد اما زن بی‌ملاحظه خرج می‌كند

نِه خورده و نِه برده گیریفته دردِ گُرده
نه خورده و نه برده گرفته درد گرده
منظور: در كار دخالتی نداشته ولی همه زحمات و زیان‌ها متوجه او شده است

نِدار خرِه داش و مرده شور جمتاسه
ندار خری داشت و مرده‌شوی جام برنجی بزرگی
منظور: ندید بدید است

ماس بریزه جاش مِمَنَه دوغ بریزه جاش چی‌مَنَه؟
ماست بریزد جاش می‌ماند, دوغ بریزد جایش چه خواهد ماند؟

همسده

نمدنیستی حج رجب همسدما

سکته کرده افتاده مریض خنه؟

تو چوجور همسده یی ،لوکه گوشت !

مثلا عند کلاس دیونه !

چی ؟ به ماچه ؟واز چی حرفا مزنی؟

از کی یاد گیرفتی شهری بازی ره ؟

شهریا ایجوریین ،عجب !درست !

یاد گیریفتی واز زبون درازی ره ؟

او زمان یادم مییه حج دایی جان

بی خبر نبودن از هم ادما

کِلَشا تو حولی همدیگه بود

با صفا و زنده بودن همشا

تو اگر مریض بودی همسده هات

با خبر بودن از احوال دلت

مثل ای دور زمونه که نبود

نمکردن هموجور تنها ولت

مدنستین مثلا  کلبه غلام

به سفر رفته خنش بی صحبه

کیلی خنش به دست صغرایه

اختیار بچه هاش با رجبه

خرشه سپرده دست او یکی

گاوشه ول دده مون گلهء ای  

اگه ماله دشته دست یک نفر

حتی گلدونش روی پلهء ای

وقته با خبر مرفتن همشا

که مخه به زودی از را برسه

خنشه تیمیز مکردن همگی

مثل روز اولش ..تا برسه

همسده یعنه همی یعنه دلت

بری همدیگه گُُُُم گُم بکنه

اگه یک روز، بری خودش مره 

یک ساعتشه وقف مردم بکنه

حالا چی ؟ تو نمدنی همسده هات

مردین یا زنده مندن دایی جان !

نمدنی مثنوی گفتن یا همه

غزل جدایی خوندن دایی جان !

خاک عالم به سر او همسده !

که بفهمه بو گیریفته ساختمون

از رو بو بفهمه مرده همسدش

یک ماهه چسبیده چخت آسمون !

یا بفهمه بعد یک ماه ، بیوه زن

دره از گوشنیگی اونجه جون مده

هموجور پولِ نون بچه هاشه

یک ماهه به شارژ ساختمون مده

چوجوری روت مره تو حرم بیگی :

- یا امام رضا (ع) مویم همسدتم

یا بیگی: بی خبر از مو نمنی

آقا جان ! مو کفتر ول ددتم

خوب یره هر شو جمعه تو حرم

میشینی تا نصف شب نال میزینی

یک دفه برو بپرس همسده جان

تو بری چی دیری بال بال میزینی ؟

ها دایی ! همسدهء امام رضا (ع)

یعنه مو ، یعنه تو، یعنه حج رجب

وخه تا نخورده خو گوشت برو

معذرت خواهی کن از او نصف شب !

قاسم رفیعا